5/20/2007

گوجه سبز

ديروز رفتم سراغ درخت گوجه سبزم که جاشو به هيچکس نميگم. ولي خنده دار اينجا بود که هرکسي که منو در حالت آويزون از درخت ميديد يا اينکه چپ چپ منو نگاه ميکرد که يعني تو ديگه چه جور خلي هستي يا اينکه حس فضوليشون اينقدر شديد بود که ازم مپرسيدند که چي کار ميکني و وقتي که به اصرار من يک گوجه امتحان ميکردند قيافه شون جوري تو هم ميرفت که فکر ميکنم خدا رو شکر ديگه هيچوقت دور و بر درخت عزيزم پيداشون نشه...خلاصه يک کيسه گنده پر شد از اين اجناس سبز قيمتي و منم به خيال خودم کلي به دوستهام حال دادم و کل کيسه رو شب بردم خونه شقايق ، ولي چشمتون روز بد نبينه که اين اجناس گرانبها ، دوستهاي گرانبهاي منو کله پا کردند ...جوري که شايد خودمم حالاحالاها سراغ درختم نرم...س

7 Comments:

Blogger mehdi said...

baba man keh az del dard mordam!

21/5/07 14:20  
Anonymous Anonymous said...

doostat zarfiateshoon kame... man oonshab aghalan nesfe kasa ro khordam o hichim nashod;)

-Afsaneh

21/5/07 14:34  
Blogger sanaz said...

hehe...dafeye digeh bishtar ghermez michinam!

22/5/07 09:04  
Blogger Arash said...

ای بابا! پس تقصیر تو بود همش؟ من گفتم آشپزی شقایق موردی نداره :D

27/5/07 00:34  
Anonymous Arash said...

این آرش قبلیه من بودم :D

27/5/07 00:34  
Anonymous Arash said...

Arash!

27/5/07 00:35  
Blogger Shaghayegh said...

merci bache ha ke be ashpaziye man gir nadadin va khereh sanaz o gereftin!
Sanazi man toro mibakhsham vali, chon zendeh mondam!

1/6/07 15:17  

Post a Comment

<< Home